عنوان
فقه نظام اجتماعی
پدیدآورسازمانی
مدرسه فقاهت
ناشر
محل نشر
سایت مدرسه فقاهت
نویسنده
تاریخ نشر
1391/02/16
اندازه
15MB
زبان
فارسی
یادداشت
بحث ما در نظریة اجتماعی قرآنی به اینجا رسید که شهید صدر از آیات متعددی که ظاهرا هیچ ارتباط واژهای هم با هم نداشتند اما با توجه به سؤالاتی که در زمینة نظریة اجتماعی برای خودشان تعریف کردند ومطرح کردند از این چند آیه هم ارتباط این آیات را با هم دیگر را به دست آوردند وهم به آن نظریهای که قرآن مطرح میکند دست یافتتند واین نظریة اجتماعی را به نام نظریة الاستخلاف یا نظریة خلافت انسان نامگذاری کردند هر چند که آیة سی سورة بقره متعهد ومتکفل بیان اصل جعل خلافت برای انسان بود اما انسان با توجه به آیات سی سورة روم که آیة دین وفطری بودن دین هست وهمچنین آیة سورة احزاب که عرض امانت بر تمام موجودات بود وانسان این امانت را تقبل کرد از این چند نتیجه ایشان گرفت که این نتایج را ایشان تصریحا میفرمایند که هم دین سنت موضوعی است وهم استخلاف سنت موضوعی است استخلاف که عبارت اخرای همان نظریة اجتماعی است وبه این معناست که انسان خلیفة الله باشد این یک سنت است موضوع این است ممکن است انسانها نخواهند خلیفة الله باشند دوست نداشته باشند وتمایل نداشته باشند میفرمایند نمیتوانیم از این سنت تخلف به نام تمرد کنند در دراز مدت یعنی انسان در کوتاه مدت ممکن است زیر بار خلافت وزیر بار این جریان منطقی وطبیعی که در فطرت آن نهادینه شده وآن عبارت از این است که انسان خدا گرا باشد وانسان با توجه به این خدایی که خالق اوست باید نماینده ووکیل او وخلیفة او در جهان باشد حتی اگر انسان نخواهد این خلافت را قبول کند به خاطر ظلم وبه خاطر جهلی که انسان گرفتارش میشود اما چون این سنت سنت موضوعی هست معنایش این است که این انسان در دراز مدت ناکام خواهد شد وناگزیر خواهد شد که برگردد به مسیر طبیعی وجریان طبیعی واین بار امانت را به دوش بکشد این بحث جدید امروز ایشان هست که بحث بسیار مهمی است واین بحث زمانی معنی پیدا میکند وکسی این را بحث را میفهمد که در مرحلة قبل رابطة دین با نظریة اجتماعی را فهمیده باشد یعنی رابطة دین با موضوع خلافت را فهمیده باشد که ما در جلسات گذشته سعی کردیم این بعد را تبیین کنیم که خلافت انسان برای خدا در بر دارندة پذیرش خدا به عنوان حاکم مطلق به عنوان مالک جهان به عنوان ولی وبه عنوان آفریننده قال خالق البارئ المصور هم خالق هست هم ولی است وحاکم است وهم او جاعل ودهندة این خلافت است ایمان به چنین خدایی که این ایمان فطری هم هست به معنای این که انسان فطرتش به سمت خدا گرایش دارد خب آنجا فرمودند که این یک سنت موضوعی است یعنی انسانها اگر از خدا بخواهند دور شوند در کوتاه مدت ممکن است یک نسل دو نسل سه نسل جامعة بشری از خدا فاصله بگیرد اما نمیتواند تا ابد ودر دراز مدت فاصله بگیرد به این معنی که جوامع بشری همه مشرک وملحد میشوند این امکان ندارد بلکه جوامع بشری برمیگردد نامکام میشوند سرشان به سنگ میخورد به عبارت دیگر با توضیحی که گذشت یا عذاب استیصال اینها را فرا میگیرد واز بین میروند یا این که به سر خط بر میگردند یعنی وقتی که ناکامی را تجربه کردند ودر یک جامعة ملحدی ومشرکی نتائج الحاد وشرک را یافتند هوشیار میشوند هشدار میشوند وبرمیگردند به مسیر طبیعی واین معنای سنت موضوعی بودن است