توسعه حکمرانی و منطق کنش جمعی با توسل به مفهوم «منطقه الفراغ»
فصلنامه مطالعات راهبردی سیاست گذاری عمومی، تابستان ۱۴۰۳، شماره ۵۱، ص.: ۱۳۰-۱۵۱.
۱۴۰۳ش.
این مقاله در پی امکان پذیری توسعه حکمرانی با توسل به مفهوم «منطقه الفراغ» است تا دامنه پیوستگی دین و سیاست را در سیاستگذاری عمومی تحلیل کند. «منطقه الفراغ» حوزه ایست که سیاست های عمومی در آن جریان می یابد و منطق خاصی را برای ارتباطات و تعاملات اجتماعی تولید می کند. پذیرش «منطقه الفراغ» یعنی پذیرش جریان یابی این منطق بر سیاست های عمومی. این منطق، کنش جمعی و همکاریهای اجتماعی را فارغ از ارزش های شرعی امکان پذیر می کند هر چند که بصورتی کلی امکان تسری این ارزش ها را به حوزه خود دارد. با بهره گیری از ادبیاتی که در باره کنش جمعی تولید شده است این مقاله استدلال کند که غفلت از منطق برساخت شده در ارتباطات انسانی سبب شده است تا سیاست های عمومی در ایران به سوی گرایشی میل کنند که بصورتی منقح نشده از نظریه «پیوستگی دین و سیاست» برای توجیه این روابط و این سیاست ها استفاده و/یا سوء استفاده کنند. در عمل این پدیده سبب شده است که «منطقه الفراغ» به منطقه ای برای تسری غیرحرفه ای «پیوستگی دین و سیاست» به حوزه عمومی تبدیل شود. «پیوستگی دین و سیاست»، پوششی سطحی برای توجیه سیاست ها را فراهم کرده است اما اساسا کارکرد دیگری برای مشروعیت حکومت و نه مشروعیت سیاست های سطح خُرد دارد. تفکیک عملیاتی حوزه نظریه «پیوستگی دین و سیاست» از منطقه الفراغ، دخالت دولت را در سیاستگذاری عمومی متعین و دامنه حکمرانی مشارکتی، آزادی و مسئولیت پذیری عمومی را در سیاست های عمومی گسترش می دهد.
واژه های کلیدی: منطقه الفراغ، سیاست گذاری، کنش جمعی، دین و سیاست.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد