خطابهای قانونی در اندیشه اصولی امام خمینی
فصلنامه فقه، پاییز و زمستان ۱۳۷۸، شماره ۲۱ و ۲۲، ص.: ۲۰۹-۲۳۲.
۱۳۷۸ش.
رونـد تاریخ علوم بشرى هماره شاهد دگرگونیها و نوآوریهایى بوده است. انـدیـشـه وران نـوآور و نوآوران ژرف اندیش بسیارى در این انقلابها و رسـتـاخـیـزهـاى بزرگ بشرى نقش داشته اند و هر یک به نوبه خود سرفصل نـویـنى در ساحت اندیشه و مبادى و مسأل دانشها گشوده و به ابتکارها و پردازشهاى نو و راهگشایى دست یازیده اند.
این فرزانگان و فرهیختگان, با جداییها و دگرسانیهاى بینشى و روشى که داشـته اند, در جهت تکامل دانش و پیشرفت و گسترانیدن آن در عرصه هاى گـونـاگـون, گـامـهاى ستودنى و ماندگارى برداشته و از خود یادگارهاى رخشان و چشم نواز و شوق انگیزى به جاى نهاده اند.
در سـلـسـلـه ایـن نـوآوران ژرف اندیش و گسترده نگر, نام امام خمینى هـمـانند گوهر شب چراغى مى درخشد. ایشان, افزون بر جنبه هاى سیاسى و اجتماعى و اخلاقى, که به حق در تمام آنها نوآور بود, در عرصه دانشهاى دیـنـى نـیز, از فکرى تابناک, ژرف, آفرینش گر و نوآور برخوردار و به رهیافتها و ره آوردهاى نوینى در این دانشها دست یافته بود.
از جمله عرصه هایى که امام به زیبایى و شکوه توسن تاخته و سخن نو در انـداخـتـه, عرصه دانش اصول است. در آغاز و پیش از پرداختن به مقوله اى کـه امـام در آن طـرح نو در انداخته, این نکته را یادآور مى شویم کـه: نـگرش امام به (علم اصول) نگرشى است ابزارى براى استنباط احکام شرعى. در باور ایشان, این دانش وسیله اى است براى رسیدن به فقه و ره آوردهـاى فـقـهى که نباید خود به هدف دگر گردد و دانش پژوه حوزوى را از مسیر اصلى به مسأل حاشیه اى و کم پیوند با فقه بکشاند.
از این روى پیراستگى و پالودگى دانش اصول از افزوده هاى ناکارآمد که طـالـب عـلمان را دچار سردرگمى مى سازد و کم کم و با گذرزمان, بحثها از حـالـت مـعمولى به در مى آید و به گونه معما جلوه گر مى شوند, از آرمـانـهـا و هـدفـهاى امام خمینى بوده است که در جاى جاى نوشته هاى اصولى ایشان به چشم مى خورد
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد