اسلام تنها راه حل معضلات اقتصادی
فصلنامه مشکوه، تابستان ۱۳۷۱، شماره ۳۵، ص.: ۱۱۰-۱۱۵.
۱۳۷۱ش.
یادداشت: مترجم: شیخی، حمیدرضا.
بعضی از کشورهای عربی هستند که به دلیل برخورداری از زمینههای فرهنگی و اجتماعی خاص،چهارچوب و پیکرهء اقتصادی مخصوص به خود و متناسب با تفکر ملت خویش را میطلبند و این البته طبیعی است،مثلا برنامههای اقتصادی که در یمن اجرا میشود،عمدتا ابتدایی است اما برنامههایی که در اردن پیاده میشود بیشتر جنبهء اجتماعی و مترقیانه دارد. اشکال این مسأله را در کجا میبینید؟ ج-اگر منظورتان از اشکال در این زمینه شکست کشورهای در حال رشد در پایان دادن به استعمار جدید اقتصادی است-که گمان میکنم منظورتان همین باشد-باید گفت این امر ناشی از سه عامل است: 1-جهل و بیسوادی مردم این کشورها. 3-آشفتگی در آرمان و اهداف اقتصادی و عدم وضوح یا تبلور روش و برنامههایی که این کشورها بر اساس آن حرکت کنند و این همان نکتهای است که قبلا به آن اشاره کردیم؛ گسستن زنجیر وابستگی اقتصادی جز با کار مستمر و مبتنی بر اهداف و آرمانهای اقتصادی میسر نیست. پیاده شدن این روشهای اقتصادی در کشورهای در کشورهای عربی و اسلامی عملی بدون مطالعه و فردی نبوده،بلکه بر اساس برنامهریزیهایی مشخص و معلوم انجام یافته است اما با وجود گذشت مدت زمانی دراز از عملی شدن،آنها،به دلایل یاد شده،از سوی ملتها طرد شده است. ثانیا اسلام به عنوان نظامی برای زندگی در موقعیتی قرار دارد که محسود دیگران واقع نمیشود؛و این نیست مگر به سبب جمود و تحجر شماری از علما و فقهای بیخبر از واقعیهای موجود و مقتضیات قرن بیستم و طبیعت نوآوریهای کنونی؛علما و فقهایی که سخت متمایل به پیروی از همان فتاوی پیشنیان گذشته هستند و آزاداندیشترین آنان حداکثر کاری که میکند ترجیح رأی یکی از ائمه فقه بر دیگری است.
واژه های کلیدی: اسلام، وابستگی، شکست، اختلاف، کشورهای غربی.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد