عقل سیاسی
خردگرایی (Rationalism) | سیاست (Politics) | عقل (Reason) | قدرت
فصلنامه مشکوه، پاییز ۱۳۶۱، شماره ۱، ص.: ۶۳-۸۴.
۱۳۶۱ش.
افلاطون میگفت که سیاستمداران باید فیلسوف باشند و تدبیر امور مدینه بعهده حکما باشد چون آنها از نظام عالم خبر ندارند و میتوانند نظام عدل عالم تکوینی را در مدینه برقرار کنند بنابراین در نظر افلاطون کسانی که اهل فلسفه نباشند و دیالکتیک را نشناسند(البته این دیالکتیک چیزی است که نباید آنرا با دیالکتیک هگل و مارکس و متأخران دیگر اشتباه کرد)نمیتوانند حاکم باشند چون عالم به شر و بدی نیستند و خیرات را نمیشناسند ولی وقتی که به پریکلس میرسد میگوید او گرچه فیلسوف نبود از موهبت خرد سیاسی بهره داشت. چه بسا که قول و فعل شما منشاء آثار نخواهد بود، هر جامعهای منجمله جامعهی ما امکاناتی دارد، این امکانات را ممکن است با نظر پاک یا با دقت نظر تشخیص داد و شاید بتوان در عمل آن را لمس کرد، سیاستمدار بزرگ و مؤسس سیاست کسی است که از اصول خود عدول نکند و در پیروی از آن اصول امکانات را هم از نظر دور ندارد برای اینکه سوء تفاهم نشود یکبار دیگر به این مطلب تصریح میشود که نظر کردن به امکانات و مقتضیات به معنی فرصت طلبی و تن در دادن به عادات زمانه نیست. و بی هیچ پروائی هر کسی را که میخواستند خارج از دین اعلام میکردند و از فرط جهاد و غرور فکر نمیکردند که مبادا این تهمت گناه بزرگی باشد و آنها خود با این گناه از دین خارج شده باشند(خوارج مرتکب گناه کبیره را مؤمن نمیدانستند) خلاصه آنکه خوارج عقل سیاسی نداشتند و خطر بزرگی برای اسلام شدند اکنون هم ظاهرا گروههائی شبیه به خوارج و حتی شبیه به ازارقه (اتباع نافع بن ارزق که خشنترین گروه خوارج بودند) وجود دارند با این تفاوت که خوارج قدیم به آداب دینی پایبند بودند اما اینها به شریعت تعلقی ندارند.
واژه های کلیدی: عقل، خرد، خرد سیاسی، سیاست، قدرت، اسلام.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد