قتل از روی ترحم
فصلنامه فقه اهل بیت، پاییز 1384، شماره 43، ص.: 128-144.
1384ش.
خلاصه ماشینی:
"اول: حکم تکلیفی منظور از حکم تکلیفی، جواز و عدم جواز است؛ یعنی آیا چنین قتلی جایز است و یا جایز نیست؟ آنچه از کلمات فقیهان فهمیده میشود این است که این فعل چون به حیات یک انسان پایان میدهد به هر دلیلی که باشد حرام است و مشمول عمومات و اطلاقات«6» حرمت قتل نفس میشود و مخصصی برای خروج از آنها (عمومات و اطلاقات) وجود ندارد، و صرف اذن مقتول نمیتواند سبب تقیید اطلاقات و تخصیص عمومات مذکور شود. فرض پنجم: مقتول دارای حیات مستقر نیست و قتل بر اثر فعل وجودی است؛ مثلا اگر کسی به مرگ مغزی مبتلا شود و معتقد باشیم که چنین شخصی حیات مستقر ندارد، و آثار حیاتی او مانند ضربان قلب و تنفس فقط با دستگاه انجام میگیرد ؛ اگر دراین وضعیت یک نفر ـ به هر دلیل ـ دستگاه را از بدن وی قطع کند، حکم چنین شخصی چه خواهد بود؟ در جواب باید گفت که چون فاعل با هدف از بین بردن حیات مریض این کار را انجام داده، و فعل هم فعل وجودی است، بنابر این از بین بردن آثار حیاتی در مریض به فاعل نسبت داده میشود، پس هم حرمت تکلیفی بر آن مترتب میشود و هم حکم وضعی (دیه)."
واژههای کلیدی: قتل، قصاص، دیه، مقتول، حیات مستقر، ضمان، اذن، حرمت، حق قصاص، حکم
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد