نوگرایی در اسلام
فصلنامه مشکوه، پاییز و زمستان ۱۳۷۷، شماره ۶۰ و ۶۱، ص.: ۱۶۰-۱۸۹.
۱۳۷۷ش.
اصلاحطلبان و نوگرایان مسلمان، هر دو، فکر میکردند که اسلام به آنها این اجازه و اختیار را داده، بلکه آنها را مأمور کرده است تا تعالیم اسلامی را اصلاح کنند و انحطاط و انحراف اخلاقی مذهبی مسلمانان را از میان بردارند. نوگرایان مسلمان در زمینه آموزش در مقابل کشمکش ناشی از وجود آموزش مدرن که استعمارگران غرب و مبلغان مسیحی آنها را ترویج میکردند، و نیز آموزش سنتی مسلمانان که به دست سنتگرایان مسلمان ایجاد شده بود واکنش نشان میدادند. سید جمال، یکی دیگر از نوگرایان مسلمان نیز عقیده داشت که یک نظام آموزشی خوب برای مسلمانان میتواند ارزشهای فکری و اخلاقی آنها را افزایش دهد. خلاصه این که، نوگرایان مسلمان همچون سید احمدخان و عبده از اجتهاد حمایت و با تقلید مخالفت میکردند، زیرا آنها پی برده بودند که تقلید از ظهور و پیشرفت جنبههای پویا، آزادیخواهانه و متحول اسلام که میتوانست برای زندگی مدرن مسلمانان و کشاکشهای آن راه چارهای بیندیشد، مانع ایجاد میکند. » سید احمد عقیده داشت که حقیقت اسلام باید با عقل و علم توجیه شود و اظهار میداشت که «توجیه حقیقی اسلام، انطباق آن با طبیعت و قوانین علمی است و اصلا آنچه را با این اصل مغایر باشد نمیتوان اصلی اسلامی دانست. » با وجود این که نوگرایان مسلمان از قبیل سیداحمد و عبده از جدایی دین و سیاست تحت سلطه بریتانیا دفاع میکردند، تفکر سیاسی و دینی اینها غیر از اندیشه سکولاریستها بود. نوگرایی اسلامی نوعی آرمانگرایی بود، زیرا با یورشهای کلامی نوگرایان مسلمان نیز همراه بود که ناگزیر بودند با این عقیده که اسلام موجب عقبماندگی و انحطاط مسلمانان است مبارزه کنند.
واژه های کلیدی: نوگرایی، اسلامی، سنت، مصر.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد