پژوهشی پیرامون عرف
حکم | عادت (Habit) | عرف (Customary law) | عرف خاص | عرف عام
فصلنامه مشکوه، زمستان ۱۳۶۷، شماره ۲۱، ص.: ۶۶-۹۳.
۱۳۶۷ش.
یادداشت: مترجم: سلطانی گلشیخی، عباسعلی.
علاوه بر این که او معتقد است:تمامی اقسام عرف خاص صحیح نیست، زیرا عرف فقط در جهت شناختن موضوع، مرجح و حجت است بنابراین اگر موضوعی در تمامی زمانها و مکانها به صورت قضیه حقیقی بیان شد، مصداق آن، همان است که عرف هر منطقهای آن را میشناسد مثل قوم معصوم(ع)که فرمود: آنچه قابل کیل یا وزن است نباید بهطور تخمینی فروخته شود(ما یکال اویوزن لایباع جزافا)پس عرف خاص مخالف نص شرعی نیست و صحیح است و چون موضوع نص شارع به صورت قضیه حقیقیه بیان شده است و براساس عرف هر منطقهای تحقق مییابد همچنانکه به عرف عام نیز متحقق میشود. مثلا اگر در قول شارع که فرمود:«ما یکال او یوزن فلا یباع جزافا»یا«لایباع بعضه ببعض الا متساویا»اختلاف شد که مقصود وسیله کیل در عرف متکلم است یا در عرف عام یا در عرف هر مکلفی؟میتوان گفت که: مرجع، عرف خاص است و لذا شیخ انصاری تصریح فرموده که:اگر ثابت نشود اجماعی بر این که مرجع معتبر اخبار و روایات، زمان پیامبر(ص)است، بهتر است که معیار تشخیص و تعیین اخبار و روایات را، مقدار متعارف نزد دو طرف معامله و پس از آن، آنچه که مورد اتفاق همه مناطق است و سپس متعارف هر منطقهای را نسبت به خودش بدانیم؛زیرا معیار و ملاک در مواردی که اجماع نیست، جوابی است که در مقام استعلام از مالیت و کمیت آن، داده میشود مثلا وقتی سؤال شود که چه مقدار گردو داری؟با عدد جواب میدهد ولی اگر سؤال شود چه مقدار انار و خربزه داری؟ به وزن جواب میدهد و وقتی از مقدار گندم یا جو سؤال شود، گاهی به کیل و گاهی به وزن جواب میدهد البته کسی به کیل جواب میدهد که مقدار و وزن کیل را بداند، چون کیل برخلاف وزن، معیار سنجش خاصی ندارد پس اصل در کیل وزن است.
واژه های کلیدی: عرف، عرف عام، عرف خاص، حکم، عادت، نص.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد