عنوان
استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بین الملل
نویسنده
استادراهنما
سید مهدی محمدی
استادمشاور
محمد مهدی باباپور
تاریخ نشر
۱۴۰۱ش.
مقطع تحصیلی
دکتری
مشخصات ظاهری
۲۰ ص.
زبان
فارسی
توضیح
این پژوهش از استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بینالملل بحث میکند. بحث از این عنوان، به لحاظ سابقه مسئله بسیار نو است، و از حیث پیشینه پژوهش، آثار انگشت شمار موجود در این باب، توأم با خلأهای جدّیاند. واجد یا فاقد بودن نظریه مقاومت از استلزامات فقهی در روابط بینالملل، مسئله اصلی پژوهش حاضر است. این رساله از وجود استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بینالملل دفاع میکند. از اینرو، این پرسش اساسی شکل میگیرد که استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بینالملل کداماند؟ فرضیه/ پاسخ احتمالی این پرسش، آن است که استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بینالملل بینشی، رفتاری و ساختاری هستند. برای اثبات یا تأیید فرضیه، این رساله عمدتاً با استفاده از روش فقهی و اصولی، به سراغ قواعد، منابع و ادله فقهی میرود و با پشتوانه آنها، استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بینالملل را تبیین، و احکام آنها را استخراج میکند. اینک برخی نتایج حاصل از این کار را میتوان بدین شرح بیان نمود که فقه سیاسی در حوزه استلزامات بینشی نظریه مقاومت در روابط بینالملل حکم میکند که دولت/ دولتهای اسلامی، مخالفین نظریه و محور مقاومت را با اصل دعوت و جهاد تبیین، به مسیر حق و عدالت باید دعوت کند. چنانچه دعوت و جهاد تبیین در مخالفین و در رأس آن نظام بینالملل مبتنی بر سلطه، مؤثر واقع نشد، نوبت به مرحله بعد میرسد که از آن به استلزامات رفتاری و ساختاری یاد میشود. استلزامات رفتاری از منظر فقه سیاسی در روابط بینالملل هم تعاملات و حمایتهای دولت/ دولتهای اسلامی از بازیگران بینالمللی، اعم از دولتی و غیر دولتی، مخالف با نظام سلطه را و هم مبارزات و جنگهای دولت/ دولتهای اسلامی با برخی بازیگران بینالمللی و نظام سلطه را شامل میشود. در صورت مبارزه و جنگ، دولت/ دولتهای اسلامی برای مبارزه با نظام سلطه و عوامل نیابتی و حمایتی آن نیاز به توازن قدرت با آنها پیدا میکند. بدین منظور، از منظر فقه سیاسی، دولت/ دولتهای اسلامی باید ائتلافها و ساختارسازیهایی در سطح منطقهای و جهانی انجام دهد تا بتواند در برابر سلطهگران مقاومت کند. ترسیم فقهی این مسیر به منظور تغییر یا اصلاح نظام بینالملل مبتنی بر سلطه و رسیدن به نظام بینالملل مبتنی بر عدالت است. هدف از این پژوهش آن است که استلزامات نظریه مقاومت را از منظر فقه اسلامی، که مربوط به افعال مکلفین در سطح بینالمللی میشوند، در راستای جهاد تبیین، بیان کند. اینها برخی از نوآوریهای تحقیق حاضراند که عمدتاً از کاربست قواعد فقهی در سطح موضوعات بینالمللی به دست میآیند. از اینرو، یکی دیگر از نوآوریهای پژوهش حاضر، ارتقای سطح کاربست قواعد فقهی به سطح بینالمللی است.
واژه های کلیدی: نظام سلطه، روابط بین الملل، نظریۀ مقاومت، فقه سیاسی، استلزامات فقهی.