عنوان
اصول و قواعد فقهی حاکم بر مذاکرات دولت اسلامی با دول غیرمسلمان
نویسنده
اصطلاحنامه
اصول مذاکره | حکمت (Wisdom) | دولت اسلامی | عزت (Glory) | غیر مسلمانان (non-Muslims) | قواعد فقهی | مذاکره (Negotiation) | مصلحت (حقوق) | مصلحت (فقه)
استادراهنما
علی مظهرقراملکی
استادمشاور
سید محمد حسینی
محل نشر
تهران
ناشر
تاریخ نشر
۱۳۹۶ش.
مقطع تحصیلی
دکتری
مشخصات ظاهری
۲۰ ص.
زبان
فارسی
توضیح
یکی از ابزارهای مهم تعامل و دپیلماسی دول مسلمان با جامعهی جهانی خصوصاً دولتهای غیرمسلمان، مسئله مذاکره منطبق با اصول و قواعد فقه اسلامی است و امروزه از مسائل چالشی فرا روی دولت اسلامی مسئله رفع اختلافات و نزاعهای سیاسی و اقتصادی و... در عرصه بین الملل، از طریق مذاکره است. آنچه در این زمینه با خلأ پژوهشی مواجه هستیم تبیین گستره مذاکره و نحوه آغاز، انجام و پایان آن بر اساس اصول و قواعد فقه اسلامی است. ازاینرو هدف رساله پیشرو، با بهرهگیری از روش توصیفی و تحلیلی ، بازخوانی و تبیین اصول و قواعد فقه حاکم بر مذاکره با تأکید بر دیدگاه فقهی تکلیف گرایانه است. نتایج پژوهش مبین این است مذاکره مصطلح سیاسی و حقوقی به معنای امروزی با ادبیات سیاسی پیامبر اسلام(ص) و اهلبیت(ع) علیرغم انطباق کلی دارای تفاوتهایی است. مشروعیت و حکم جواز مذاکره با دول غیرمسلمان در فقه اسلامی، مربوط به شرایط عادی و متعارف است نه مربوط به شرایط و مقاطع خاص اضطراری. از اینرو مذاکره جزو عناوین اولی و حکم ضروری است نه حکم ثانوی یا حکومتی اضطراری. درفقه اسلامی برای جهتدهی به مذاکرات، اصول و قواعد راجع به محتوا وشکل وجود دارد. ازجمله اصول و قواعد فقه مذاکره عبارتاند از: اصول سه گانه عزت، حکمت و مصلحت،اصل وفای به عهد، اصل حفظ نظام، قاعده نفی سبیل، قاعده میسور، قاعده صلح، قاعده لزوم، قاعده تزاحم، قاعده دفع افسد به فاسد، قاعده ضرورت و اضطرار، قاعده نفی عسر و حرج، قاعده لا ضرر، قاعده مقابله بهمثل، قاعده تولّی و تبرّی، قاعده تقیه و قاعده الزام و... برخی از این اصول و قواعد بنیادین فقه، حکم اسناد بالادستی را دارند که بههیچوجه در فرآیند مذاکرات با دولتهای غیرمسلمان قابلچانهزنی و معامله نیست؛ و نباید بهعنوان امتیاز بهطرف مقابل واگذار گردد. این دسته از اصول و قواعد فقه سطح محکم و فعال بودن (نه منفعل بودن) را در مذاکره روشن میکند و نباید کوچکترین عقبنشینی از آنها در فرآیند مذاکرات با دول غیرمسلمان شود. این اصول و قواعد فقه عبارتاند از «اصول سهگانه عزت، حکمت و مصلحت»، قاعده نفی سبیل و قاعده تناسب. اصل مذاکره فعال بر اساس قاعده نفی سبیل ریشه در دیدگاه تکلیفگرایانه در فقه دارد. پس از انجام مذاکرات دولت اسلامی باید در برابر کارشکنی و نقض نتایج مذاکره از سوی طرف مذاکره آمادگی کافی برای مقابله به مثل را داشته باشد و تضمینات لازم را از طرف مقابل نسبت به مواد معاهده ناشی از انجام مذاکرات را اخذ نماید تا از منافع ملی و مصالح اسلامی صیانت شود.
واژه های کلیدی: مذاکره، قواعد فقه، اصول مذاکره، عزت، حکمت، مصلحت.