بررسی تطبیقی احکام و آثار مرگ مغزی در فقه مذاهب اسلامی
جواد شایانفر | حسین خدایار
سیستان و بلوچستان
۱۴۰۴ش.
کارشناسی ارشد
۲۰ ص.
فارسی
مرگ مغزی، بهعنوان توقف کامل و غیرقابلبرگشت عملکرد مغز، چالشهای متعددی را در حوزههای مختلف، از جمله فقه اسلامی، ایجاد کرده است. این پدیده، پرسشهایی اساسی درباره تعریف دقیق مرگ، زمان تحقق آن و احکام مترتب بر آن، بهویژه در زمینه پیوند اعضا، مطرح ساخته است. پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی احکام و آثار مرگ مغزی در مذاهب اسلامی میپردازد. فقهای اسلامی از دیرباز درباره ملاکهای تحقق مرگ اختلافنظر داشتهاند. با ظهور مفهوم مرگ مغزی، برخی از فقها آن را معادل مرگ قطعی دانسته و تمامی احکام مترتب بر مرگ را بر آن جاری میدانند. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که تا زمانی که علائم حیاتی مانند ضربان قلب و تنفس باقی است، فرد همچنان زنده محسوب میشود. استناد به آیات قرآن، روایات نبوی و اصول فقهی، در کنار نظرات پزشکان، مبنای این اختلاف دیدگاهها را تشکیل میدهد. یکی از مهمترین پیامدهای فقهی مرگ مغزی، حکم اهدای عضو است که در این زمینه نیز دیدگاههای مختلفی میان مذاهب اسلامی وجود دارد. همچنین، پذیرش یا رد مرگ مغزی بهعنوان مرگ قطعی، پیامدهایی در احکام ارث و وصیت دارد. افزون بر این، موضوعاتی همچون مسئولیتهای شرعی خانواده و پزشکان در تصمیمگیری درباره ادامه یا قطع درمان، اهدای عضو و احکام مربوط به تدفین نیز از مسائل مرتبط با این پدیده است. با توجه به اختلاف نظرهای موجود، بررسی جامع و دقیق دیدگاههای فقهی و پزشکی ضروری است تا بتوان به تبیین دقیق احکام و آثار مرگ مغزی پرداخته و تصمیمگیریهای مناسب در این زمینه اتخاذ کرد.
واژه های کلیدی: مرگ مغزی، فقه، مذاهب اسلامی، ارث، وصيت، احكام شرعی، ديه، اهدای عضو.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد