بررسی فقهی و حقوقی تبدیل سلول های بنیادی مزانشیمی به زایشی (اسپرم)
سعید مولوی وردنجانی | مرتضی هاشم زاده چالشتری
مهدی عاشوری
شهرکرد
۱۳۹۴ش.
کارشناسی ارشد
۲۰ ص.
فارسی
در عصر حاضر با پیشرفت دانش پزشکی، بسیاری از زوجهای نابارور، مشکل خود را با استفاده از روشهای نوین باروری و تلقیح مصنوعی برطرف میکنند. روشهای تلقیح مصنوعی شامل لقاح خارج رحمی، لقاح داخل رحمی، اهدای جنین، اهدای گامت و رحم جایگزین است. در این میان برخی از انواع ناباروری که علت آنها نارسایی و ناتوانی سلول جنسی مرد است، هنوز بدون درمان باقی ماندهاند که طراحی و توسعهی مداخلات درمانی جدید برای کمک به ناباروری را میطلبد. یکی از روشهایی که در مرحلهی تحقیقات اولیه است و به نظر میرسد بتواند در آیندهی نزدیک برای درمان ناباروری راهگشا باشد، استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی در تولید سلولهای تخصصی زایشی است. استفاده از این روش اندیشمندان فقهی و حقوقی را با این سوال مواجه میکند که این مساله از نظر جواز و حرمت چه حکمی دارد؟ و همچنین وضعیت نسب، ولایت، حضانت، نفقه، نکاح، تربیت، و ارث طفل متولد از این روش چگونه است؟ مطالعهی مزبور به شکل کتابخانهای سعی دارد به سوالات بالا پاسخ دهد. نتیجهی این پژوهش آن شده است که هیچ دلیل شرعی از آیات و روایات در جواز یا رد آن در دست نیست، بنابراین برای استنباط حکم آن ناگزیر باید از جواز روشهای مشابه بهره گرفت. در خصوص حکم وضعی نیز در فرزند متولد از تلقیح اسپرم حاصل از سلول بنیادی شوهر، رابطه پدرـ فرزندی و مادرـ فرزندی مانند فرزندان طبیعی است و در صورت تلقیح اسپرم حاصل از سلول بنیادی بیگانه، مادر صاحب رحم و پدر نیز صاحب سلول است. و احکام نسب، ارث، حضانت، نکاح ، نفقه نیز بر همین مبنا تنظیم میشوند.
واژه های کلیدی: سلول بنیادی مزانشیمی، سلول بنیادی زایشی، مادر و پدر، صاحب سلول بنیادی، جواز تلقیح، احکام وضعی.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد