تحلیل وضعیت و احکام کودک متولد شده از بارورسازی مصنوعی از منظر حقوق ایران و فقه امامیه (فایل منبع موجود نیست)
وحید پایان
ندا بیگدلی آذری
بجنورد
۱۴۰۲ش.
کارشناسی ارشد
فارسی
با پیشرفت دانش پزشکی و امکان درمان ناباروری از طریق پزشکی مسائل متعدد و پیچیده ای در حوزه های اخلاقی، حقوقی، اجتمـاعی و دینـی مطـرح شـده اسـت. کـه می بایست از طرف فقها از یک سو، حقوقدانان و متخصصـان علـوم اجتمـاعی از سـوی دیگر به آنها پاسخ مناسب داده شود، تا زمینه مناسب جهت وضع و تدوین قوانینی جامع و راهگشا فراهم گردد. با توجه به اینکه این بحث به طور خاص در زمره مباحث کتب فقهی فقهای متقدم مطرح نشده است، می تواند منشأ ایجاد مسائل مختلف فقهی و حقوقی باشد. هرچند در آغاز، برخی از فقهاء قائل به ممنوعیت مطلق در همه صور تلقیح مصنوعی بوده اند، و بعضی دیگر از مراجع معظم تقلید در مقام افتاء، حتی تلقیح نطفه زوج به زوجه شرعی و قانونی خود را محل تأمل و اشکال می دانستند. اما با به رسمیت شناختن این مسئله به جواز از سوی برخی دیگر از صاحبان افتاء، و شرعی و قانونی دانستن نسب اطفال ناشی از تلقیح مصنوعی، اختلافات نظری عدیده ای به وجود آمد که دیدگاه های جدیدی را مطرح کرد و به بازخوانی بیانات شرعی پرداخته شد. از این رو نوشتار حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای در تلاش است تا با تحقیق و مطالعه بیشتر در منابع فقهی و حقوقی به تبیین احکام حقوقی نسب مربوط به این گونه افراد پرداخته و بدین وسیله ضمن رعایت حقوق آنان از وجود فرزندانی بی هویت و گاه بی سرپرست در جامعه جلوگیری نماید، چرا که با مطمح نظر قرار دادن مصالح کودکان متولد از تلقیح مصنوعی، و مشروع و قانونی دانستن نسب این کودکان در همه اشکال تلقیح، می توان گام بزرگی در راستای رفع تبعیض و جلوگیری از مشکلات بعدی در جامعه اسلامی برداشت. نتیجه های بدست امده نشان می دهد که نسب کودکان ناشی از این روشهای باروری به صاحبان اسپرم و تخمک ملحق می شود و همه آثار مربوط به نسب صحیح و مشروع را در بر میگیرد.
واژه های کلیدی: بارورسازی مصنوعی، نسب مولود، مصلحت، کودک.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد