حق رای زنان (ادله ی عقلی و نقلی)
محمد ذبیحی
محمد تقی کرمی
قم
1388ش.
کارشناسی ارشد
20 ص.
فارسی
این پژوهش ناظر به وضعیت اعتبار حداقل مشارکت سیاسی زنان یا حق رأی آنهاست. از همین رو با نفی این اعتبار، هیچگونه حق سیاسی به مفهوم خاص خود برای زنان معتبر نخواهد بود. درست همان چیزی که طیف وسیعی از سنتگرایان از ابتدا به آن اعتقاد داشتهاند. این پژوهش تقابل مورد ادعای میان برداشت عقلانی و برداشت دینی در این زمینه را منتفی میسازد و نشان میدهد که میتوان با دقت در متون دینی، برداشتی مطابق و ملائم با برداشت عقلانی در هر دو نگاه غربی و اسلامی ارائه داد. حق طبیعی معتبر در دیدگاه غربی، خود گزارهایست از گزارههای عقل عملی در دیدگاه اسلامی؛ از این رو با پذیرش برابری در ارزش و کرامت انسانی میان دو جنس، اصالت با عدم امتیاز جنسی بر جنس دیگر خواهد بود و در نتیجه هرگونه خروجی از این اصل، استثنائی است که نیاز به دلیل معتبر خواهد داشت. هنگامی که این اصل به لحاظ عقلی و دینی پذیرفته شد، تمام اطلاقات دینی مانند ادلهی مشورت و بیعت و امر به معروف و نهی از منکر و دیگر دخالتهای سیاسی و اجتماعی، شامل هر دو جنس مرد و زن خواهد بود و خروج زن از این اطلاقات نیاز به اثبات خواهد داشت.از سویی دیگر، در دیدگاه کلامی امامیه، حق حاکمیت و مولویت، اصالتا با خداست و هرگونه مشارکت در حاکمیت باید به گونهای منتهی به اعتبار و اذن الهی باشد. بنابراین هنگامی که حاکم شرع ( امام یا نائب)، مردم را در آستانهای از شایستگی برای دخالت و مشارکت سیاسی یافت، مشکلی برای معتبر شناخته شدن حق آنان در مشارکت سیاسی، باقی نخواهد ماند. هنگامی که به سراغ ادلهی مانعهی حق رأی زنان برویم خواهیم دید که این ادله به لحاظ دلالی، یارای تخصیص اطلاقات ادله فوقانی را ندارند. بنابراین باتحفظ نسبت به اصالت مولویت الهی، حق رأی برای زنان نیز معتبر است.
واژه های کلیدی: حق رای، مشارکت سیاسی، دموکراسی، حقوق طبیعی
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد