ظرفیتهای فقه در کارآمدی دیپلماسی عمومی
احمد رهدار
رسول نوروزی فیروز
۱۴۰۰ش.
کارشناسی ارشد
۲۰ ص.
فارسی
شکلگیری مناسبات جدید عرصه بینالملل مسیر را برای ورود بازیگران غیر دولتی هموار و دیپلماسی را از انحصار دولتها خارج نمود. برهمین اساس دیپلماسی عمومی برخلاف دیپلماسی سنتی که در حقوق دیپلماتیک برای مردم نقش فعالی قائل نیست، افکار و رفتار عمومی مردم را مهم دانسته و برای آنان بعنوان کنشگران جدید جهانی بر اساس نیازها و مقتضیات خود در جهت تغییر سیاستها و رفتارهای دولتها نقش مؤثری را در قالبهای گوناگون طراحی نموده است. از آنجا که دیپلماسی بعنوان پیشانی سیاست خارجه در فضای دیپلماتیک موجود مبتنی بر پارادایم اندیشه لیبرال دموکراسی طراحی و انواع و مدلهای مختلفی را اجراء مینماید؛ ضرورت ایجاب میکند این مهم از منظر فقه اسلامی بعنوان نرم افزار و خاستگاه اصلی حکومت دینی و متغیر اصلی تولید قدرت و مدیریت اجتماعی حاکمیت، از زوایای گوناگون مورد استنطاق قرار گیرد. بنابراین پرسش اصلی پژوهش پیشرو بر این استوار است که فقه در سه ضلع نظریات، قواعد و احکام در جهت کارآمدی دیپلماسی عمومی از چه ظرفیتی برخوردار است؟ پاسخ نوشتار به این سمت حرکت میکند که فقه با توجه به پویایی و گستردگی که در قلمرو دارد میتواند بنا بر اقتضا تسهیلگر، پشتیبان، منضبط کننده، هدایتگر و تعدیل کننده دیپلماسی عمومی باشد و از این رهگذر کارآمدی آن را بعنوان یکی از ابزارهای مؤثر سیاست خارجی فراهم سازد.
واژه های کلیدی: فقه، دیپلماسی، کارآمدی، دیپلماسی عمومی.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد