کاربست عقل در قواعد فقه مدنی
مهدی ساجدی
مظاهر صابری فر
تهران
۱۴۰۲ش.
کارشناسی ارشد
ی، ۱۰۹ ص.
فارسی
عقل در استنباط قواعد فقه مدنی کاراییهای ویژه خود را دارد. عقل در این استنباط دو نقش دارد: استقلالی، وابسته و غیر استقلالی. به اعتبار نقش استقلالی در مستقلات عقلیه مورد توجه قرارگرفته و منبعی مستقل در کنار کتاب، سنت و اجماع محسوب میشود؛ زیرا عقل حسن و قبح ذاتی را درک کرده و آن را جزء بدیهیات و مبادی برهان قرار میدهد و با استخدام قیاس یقین آور میشود. به لحاظ نقش غیر استقلالی وسیلهای برای استنباط قواعد احکام از سایر منابع به شمار میآید. دیدگاهی دیگر در مستقلات عقلی مانند دیدگاه محقق اصفهانی و علامه طباطبایی و مرحوم مظفر عقل مستقل را از تادیبات صلاحیه و آرا محموده و مشهورات باالمعنی الاخص می دانند. در پژوهش حاضر، از کارایی عقل و سیره عقلا در استنباط قواعد فقه مدنی بحث شده است. افزون بر این، قواعدی که در بخش گستردهای از فقه کارایی داشته و بهره گیری از آنها محقق را در تطبیق مصادیق جهت دریافت حکم شرعی قادر میسازد، نیز بررسی شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی، با ابزار کتابخانهای است. ازجمله نتایج حاصل از پژوهش حاضر عبارت است از: عقل به دو صورت در کشف قواعد فقه مدنی نتیجه بخش است؛ یکی بطور مستقل که دلیل بر قاعده فقهی است بدون نیاز به دلیل دیگر، عقل در این کاربرد قاعده عام و کلی که خود گویای حکم کلی شرعی است را استخراج نموده و قاعده فقهی بطور مستقیم از عقل بدست میآید. مانند عدل، احسان، و دیگری بصورت کاربرد آلی که در خدمت سایر منابع قرار میگیرد؛ همچون تفسیر ادله دیگر و تصحیح یا رد اسناد در روایات و مفهوم گیری از ادله و تشکیل قیاس برای رسیدن به شکل منطقی آن که شامل قاعده لاضرر، نفی عسر و حرج، عدم جواز تکلیف امری که خارج از طاقت مکلف است، دفع افسد به فاسد، اولویت دفع ضرر از جلب منفعت می شود و در این موارد کاربرد دارد.
واژه های کلیدی: عقل مستقل، عقل غیر مستقل، کاربست، قاعده فقه مدنی، حکم شرعی، استنباط.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد