قلمرو و نقش عرف در استنباط احکام شرعی از منظر فریقین
نصیب الله عمراف
رحیم ابوالحسینی
گلستان
۱۴۰۲ش.
کارشناسی ارشد
ک، ۱۸۴ ص.
فارسی
جوامع انسانی همواره با پدیدهای به نام قوانین اجتماعی روبرو بوده و روابط آنها اکثراً بر اساس عاداتی بوده است که به عنوان قانون حاکم در جامعه، پذیرفته شده و در فقه به نام «عرف» یاد شده است. عرف عبارت از عادت جمهور قوم در گفتار یا کردار میباشد. بدون شک این پدیده اجتماعی یکی از عوامل مؤثر در استنباط احکام شرعی بوده و برای تشخیص احکام مرتبط با زمان و مکان، کارآمدی زیاد دارد. با این وجود، قلمرو حاکمیت عرف و چیستی نقش آن در استنباط احکام، همواره مورد اختلاف فریقین بوده است. بررسی دقیق این مسأله از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا ضمن روشن شدن قلمرو کاربرد عرف و چیستی نقش آن در استنباط احکام، از افراط و تفریط در به کارگیری این پدیده در استنباط احکام، جلوگیری میکند. از همین جهت در این پایان نامه با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی از منابع کتابخانهای، به تصریح این مسأله پرداخته ایم. یافته های تحقیق نشان داده است که برخی از اصولیون اهل سنت، قلمرو وسیعی برای عرف درنظر گرفته، آن را منبعی از منابع استنباط دانسته و حتی در مواردی بر قیاس، استحسان و مصالح مرسله نیز ترجیح داده اند. اما اهل تشیع و برخی از اصولیون اهل سنت، قائل به وسعت قلمرو عرف در استنباط نبوده و آن را از منابع استنباط ذکر نکرده اند، با این حال به عنوان ابزاری در خدمت ادله احکام از آن استفاده نموده اند. در مورد نقش عرف در استنباط احکام شرعی نیز عده-ای از اصولیون اهل سنت قائل بر نقش استقلالی عرف بوده و آن را دلیلی دانسته اند که احکام بر آن بنا میشود، اما اهل تشیع و گروهی از اهل سنت، چنین نقشی برای عرف قائل نبوده و در مواردی همچون بیان موضوع و فهم ظهورات از آن استفاده نموده اند.
واژه های کلیدی: نقش، قلمرو عرف، نقش عرف، استنباط، احکام شرعی، فریقین.
بازیابی پسورد
پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد